یک ایده زمانی میتواند به فرصت کسبوکار تبدیل شود که به یک مسئله یا نیاز واقعی پاسخ دهد. بنابراین بعد از انتخاب ایده اولیه، اولین سؤال این نیست که «چه چیزی بفروشیم؟»؛ بلکه باید بپرسیم: «چه مشکلی را میخواهیم حل کنیم؟»
مسئله میتواند یک مشکل، نیاز برآوردهنشده، هزینه اضافه، اتلاف زمان، سختی انجام یک کار یا حتی فرصتی برای بهتر انجام دادن یک کار موجود باشد.
به اطراف خود نگاه کنید و ببینید مردم یا کسبوکارها:
از تجربههای شخصی، محیط کار، گفتوگو با اطرافیان و مشاهده رفتارهای روزمره هم میتوان برای پیدا کردن مسئله استفاده کرد.
یک مسئله خوب نباید بیش از حد کلی باشد.
مثال: «مردم مشکل حملونقل دارند» کلی است. در مقابل: «افراد شاغل در یک منطقه مشخص، در ساعات اوج رفتوآمد برای دسترسی سریع و قابلاعتماد به حملونقل مشکل دارند» دقیقتر است.
تعریف دقیق مسئله کمک میکند در مراحل بعدی، راهحل و مشتری مناسب را بهتر بررسی کنید.
گاهی ایده اولیه باعث میشود خیلی زود به یک محصول یا خدمت خاص فکر کنیم. در این حالت یک قدم عقب بروید و بپرسید: «این محصول یا خدمت قرار است چه مشکلی را حل کند؟»
مثلاً اگر ایده شما «فروش آنلاین غذای خانگی» است، مسئله ممکن است صرفاً «نبود فروشگاه آنلاین» نباشد؛ بلکه دسترسی سخت مشتریان به غذای خانگی قابلاعتماد، سالم یا متناسب با نیاز آنها باشد.
این تفکیک مهم است؛ چون یک مسئله میتواند راهحلهای مختلفی داشته باشد.
اگر چند مسئله پیدا کردهاید، همه آنها را همزمان دنبال نکنید. مسئلهای را در اولویت قرار دهید که: مهم باشد + تکرار شود + حل آن برای افراد ارزش ایجاد کند + امکان ارائه راهحل برای آن وجود داشته باشد.
| سؤال | پاسخ شما |
|---|---|
| مسئله چیست؟ | ……………………… |
| این مسئله چرا به وجود آمده است؟ | ……………………… |
| این مسئله چه پیامدی دارد؟ | ……………………… |
| این مسئله برای چه کسانی مهم است؟ | ……………………… |
| چرا حل این مسئله میتواند ارزش ایجاد کند؟ | ……………………… |
در پایان این مرحله باید بتوانید یک مسئله مشخص، روشن و قابل تعریف را در یک یا دو جمله بیان کنید؛ نه اینکه فقط یک حوزه کلی یا یک محصول را نام ببرید.
حالا که مسئله را مشخص کردهاید، باید ببینید چه کسانی این مسئله را تجربه میکنند، چه ویژگیهایی دارند و مسئله برای آنها چه اهمیتی دارد.