تا اینجا ایده خود را شکل دادهاید، مسئله و مشتری را شناختهاید، بازار و رقبا را بررسی کردهاید، ایده را اعتبارسنجی کرده و مدل کسبوکار خود را مشخص کردهاید.
حالا یک سؤال مهم باقی مانده است: آیا این کسبوکار واقعاً قابل اجرا و از نظر اقتصادی منطقی است؟
امکانسنجی به شما کمک میکند پیش از ورود به مرحله برنامهریزی و صرف منابع بیشتر، امکان اجرای کسبوکار و مهمترین ریسکها و الزامات آن را بررسی کنید.
آیا شواهدی که در تحقیقات بازار و اعتبارسنجی به دست آوردهاید، برای ورود به بازار کافی است؟
آیا فناوری، دانش، تجهیزات و زیرساخت لازم برای تولید محصول یا ارائه خدمت در دسترس است؟
آیا میتوانید فعالیتهای اصلی کسبوکار را در عمل اجرا کنید؟ آیا نیروی انسانی، تأمینکنندگان و سایر منابع موردنیاز قابل دسترس هستند؟
آیا سرمایه موردنیاز برای راهاندازی و ادامه فعالیت قابل تأمین است؟ آیا درآمد و هزینههای پیشبینیشده، چشمانداز قابل قبولی ایجاد میکنند؟
آیا برای فعالیت موردنظر محدودیت، مجوز یا الزام قانونی خاصی وجود دارد که باید پیش از شروع یا در طول فعالیت رعایت شود؟
در پایان، اطلاعات را کنار هم قرار دهید و بهجای اینکه فقط بپرسید: آیا ایده من خوب است؟ بپرسید: با توجه به شواهد و منابعی که در اختیار دارم، آیا اکنون زمان مناسبی برای اجرای این کسبوکار است؟
نتیجه بررسی میتواند یکی از این چهار حالت باشد:
امکانسنجی به معنی تضمین موفقیت نیست. هدف آن کاهش عدمقطعیت و جلوگیری از تصمیمگیری صرفاً بر اساس هیجان یا حدس است.
اگر نتیجه امکانسنجی مثبت باشد، وارد مرحله بعد میشوید: برنامهریزی. اگر بخشی از ایده مشکل داشته باشد، میتوانید پیش از صرف هزینه بیشتر، آن را اصلاح کنید.
در پایان باید یک تصمیم روشن درباره ادامه مسیر کسبوکار داشته باشید؛ همراه با مهمترین الزامات، ریسکها و اقداماتی که پیش از شروع باید انجام شوند.
اگر تصمیم گرفتهاید کسبوکار را ادامه دهید، اکنون باید ایده تأییدشده را به یک برنامه مشخص برای اجرا تبدیل کنید؛ از طرح کسبوکار و برنامه مالی تا برنامه بازاریابی، عملیات و تأمین مالی.